موج ۲۹ و صدها محمدحسین در اجتماع مردم اسلامشهر

.✍️ فاطمه اسدی | خبرنگار اسلامشهر

محمدحسین هر شب بین ما بود؛ آرام، بی‌صدا، با دوربینی که لحظه‌ها را ثبت می‌کرد.
همین حوالی دارالقرآن #اسلامشهر، رد قدم‌هایش هنوز مانده؛ جایی که بارها بین جمعیت راه رفت و قاب‌هایش را از میان مردم گرفت.

شاید بعضی شب‌ها از صدای انفجار ترسیده بود.
شاید مثل خیلی از ما، قبل از شرکت در تجمع زیر لب شهادتین می‌خواند.

اما هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد سفر چند روزه‌ای که رفته، آخرین سفرش باشد؛
آن هم در دل همان روستایی که برایش پر از خاطره بود… دور از اسلامشهر، دور ما…

محمدحسین همیشه میان مردم راه می‌رفت و از مردم عکس می‌گرفت؛
اما امشب ماجرا برعکس شده بود.
امشب عکس آقای عکاس بود که میان مردم دست به دست می‌شد.

اگر دشمن خیال کرده با شهادت یک محمدحسین این جمع خلوت می‌شود، محاسباتش اشتباه بوده! امشب در تجمع بیست و نهم، صدها محمدحسین در میان جمعیت سر برافراشته بود و کنار اسمش چیزی اضافه تر شده بود که وزین ترش کرده بود؛ #شهید محمدحسین عزیزی

سفرت خوش اقای عکاس
سلام ما را به حضرت آقا برسان…

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا