شهرِ تنها؛ فروپاشی پیوندهای اجتماعی در کلان‌شهر

 

رضا فضل الله نژاد

 

 رضا فضل اله نژاد / روزنامه‌نگار

شاید امروزه جمعیت بومی ساکنین اسلامشهر تعداد قابل توجهی نباشد اما این شهر بافت فرهنگی-قومی مشخص و شناخته شده‌ای داشت و مناسبات میان شهروندان این شهر، بر پایه‌ی شناخت متقابل بنا شده بود. اما امروز اسلامشهر در حال تبدیل شدن به یک کلان‌شهر است. هر روز شاهد اضافه شدن ساختمان‌های بلندبالا در نقطه‌نقطه این شهر هستیم؛ برج‌هایی که قد می‌کشند، خیابان‌هایی که شلوغ‌تر می‌شوند و جمعیتی که مدام افزایش می‌یابد. اما در پسِ این رشد فیزیکی و ظاهراً امیدوارکننده، پرسشی جدی شکل می‌گیرد: آیا با بزرگ‌تر شدن شهر، پیوندهای انسانی هم رشد می‌کنند یا برعکس، فرسوده‌تر می‌شوند؟
کلان‌شهر شدن فقط به معنای افزایش جمعیت و توسعه کالبدی نیست. آنچه یک شهر را «قابل زیستن» می‌کند، کیفیت روابط اجتماعی، احساس تعلق و اعتماد میان شهروندان است. اسلامشهر، که روزگاری ساختاری محله‌محور و روابطی نزدیک‌تر داشت، امروز به‌تدریج در حال تجربه همان آسیبی است که تهران سال‌هاست با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند: تنهایی در ازدحام.
زندگی آپارتمانی، جابه‌جایی‌های مداوم جمعیت، فشارهای اقتصادی و کاهش فضاهای عمومیِ واقعی، باعث شده‌اند رابطه همسایه‌ها به سلامی کوتاه در آسانسور محدود شود. محله‌ها دیگر کارکرد اجتماعی گذشته را ندارند و بسیاری از شهروندان، حتی نام همسایه دیواربه‌دیوار خود را نمی‌دانند. این گسست آرام اما عمیق، سرمایه اجتماعی شهر را به‌تدریج تحلیل می‌برد.
از سوی دیگر، مهاجرت‌های پی‌درپی به اسلامشهر ــ چه از روستاها و شهرهای کوچک‌تر و چه از تهران ــ باعث شکل‌گیری جمعیتی ناهمگون شده است؛ جمعیتی که فرصت کافی برای شکل‌دادن به هویت مشترک و خاطره جمعی پیدا نکرده. در چنین شرایطی، حس «ما بودن» جای خود را به «کنار هم بودنِ بی‌ارتباط» می‌دهد.
شهرِ تنها، فقط شهری نیست که مردمش تنها زندگی می‌کنند؛ شهری است که در آن اعتماد کم‌رنگ شده، مشارکت اجتماعی کاهش یافته و افراد احساس می‌کنند در برابر مشکلات، تنها هستند. افزایش آسیب‌های اجتماعی، بی‌تفاوتی نسبت به مسائل عمومی و حتی پرخاشگری‌های روزمره، می‌تواند از پیامدهای همین فروپاشی تدریجی پیوندهای اجتماعی باشد.
اگر قرار است اسلامشهر به یک کلان‌شهر تبدیل شود، این مسیر نباید صرفاً با بتن و آهن سنجیده شود. توسعه بدون توجه به روابط انسانی، شهری بزرگ اما سرد و بی‌روح می‌سازد. بازاندیشی در سیاست‌های شهری، تقویت فضاهای عمومی، حمایت از فعالیت‌های محله‌محور و بازسازی اعتماد اجتماعی، ضرورتی است که اگر امروز نادیده گرفته شود، فردا هزینه‌ای سنگین‌تر بر شهر و شهروندانش تحمیل خواهد کرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا