شهرِ بیقرار؛ اضطراب مزمن در زندگی شهری اسلامشهر
رضا فضل اله نژاد / روزنامهنگار
اسلامشهر، بهعنوان یکی از مهمترین شهرهای اقماری تهران، سالهاست که بار بخشی از رشد شتابان پایتخت را به دوش میکشد؛ رشدی که بیش از آنکه حاصل برنامهریزی باشد، نتیجه فشارهای جمعیتی و مهاجرتی است. تراکم بالای جمعیت، کمبود فضاهای عمومی، ضعف زیرساختهای حملونقل و نارسایی خدمات شهری، مجموعهای از چالشها را رقم زده که تأثیر آنها فراتر از مسائل کالبدی، به حوزه روان و زیست روزمره شهروندان کشیده شده است.
زندگی در اسلامشهر برای بسیاری از ساکنان، با تجربه مداوم شتاب، تأخیر و فرسودگی گره خورده است. رفتوآمدهای طولانی به تهران، ترافیک مزمن، آلودگی هوا و فشارهای اقتصادی، شرایطی ایجاد کرده که میتوان از آن با عنوان «اضطراب مزمن شهری» یاد کرد؛ اضطرابی که نه یک اختلال فردی، بلکه پیامد مستقیم ساختارهای ناکارآمد شهری است.
رسانهها و تحلیلگران شهری بارها به شکاف عمیق میان رشد جمعیت و توسعه زیرساختها در اسلامشهر اشاره کردهاند. این شهر، نمونهای روشن از «شهر بیقرار» است؛ شهری با هویتی چندپاره که میان سکونت، کار و خدمات معلق مانده است. در چنین وضعیتی، احساس نادیدهگرفتهشدن مطالبات شهروندان و کمرنگ بودن نقش آنان در تصمیمسازیهای شهری، به کاهش اعتماد اجتماعی و تضعیف سرمایه اجتماعی منجر شده است.
بیقراری شهری، اگر تداوم یابد، میتواند زمینهساز آسیبهای گستردهتری شود؛ از افزایش تنشهای اجتماعی گرفته تا فرسایش امید و تابآوری جمعی. از همینرو، مواجهه با وضعیت کنونی اسلامشهر، نیازمند نگاهی فراتر از راهحلهای مقطعی است. توسعه حملونقل عمومی کارآمد، افزایش فضاهای سبز و عمومی، تقویت خدمات درمانی و روانشناختی، و ایجاد فرصتهای شغلی پایدار، باید در قالب یک برنامه یکپارچه و بلندمدت دنبال شود.
اسلامشهر بیش از هر چیز، به بازتعریف اولویتهای توسعهای خود نیاز دارد؛ توسعهای که «کیفیت زندگی» را در مرکز توجه قرار دهد. تنها در این صورت است که میتوان امید داشت این شهر از چرخه فرساینده بیقراری خارج شده و به فضایی امنتر، انسانیتر و آرامتر برای زندگی شهروندانش تبدیل شود.




